با هم بخندیم
تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. تركه يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!
تركه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!
تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيهها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!
تركه ميميره، باباش رضايت نميده!
از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني! - از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!
آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!
ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!
به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچهة يونجهزارهاي سرسبزِ آذر بايجانم!
تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!
تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!
بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!
از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن!
تركه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها! پس حتماٌ برج ايفله- عمليه شب جمعه نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور كرده بوده و تو حال بوده، كه يهو يك توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين ميفرستاده، كه يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن كي زنگ بزن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يك بچه ده-يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت! بابا خوب منم توپم... ديگه نميام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه!
ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!
تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!
تركه ميره قنادي، ميگه: ببخشيد كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو ميگه: نخير نداريم. فردا دوباره تركه مياد، ميپرسه: شرمنده، كيك هفتاد طبقه داريد؟ باز قناده ميگه: نخير نداريم. خلاصه يك هفته تمام هر روز كار تركه اين بوده كه بياد سراغ كيك هفتاد طبقه بگيره و قناده هم هرروز جواب ميداده كه نداريم. آخر هفته قناده با خودش ميگه: اين بابا كه مشتري پايس... بگذار يك كيك هفتاد طبقه براش بپزيم، يك پول خوبي هم شب جمعهاي بزنيم به جيب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو ميگذاره يك كيك خوشگل هفتاد طبقه رديف ميكنه. شنبه اول صبح تركه مياد، ميپرسه: ببخشيد، كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو با لبخند بر لب ميگه: بعله كه داريم، خوبشم داريم! تركه ميگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بيست چهارمش به ما بده!
تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با م رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!
تركه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن!
يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن، قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه، يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه: بابا عجب بدبختيهها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو ميخوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي! - به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟!
به ترك ميگن يه معما بگو، ميگه: اون چيه كه درازه، زرده، موزه؟!
يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!
از عربه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!
تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانهست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!
تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!
به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي!
به تركه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!
سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راهآهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!
تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!
يك شب تلوزبون فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن- تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو ! مگه من زدم؟!
- تركه ادعاي ميغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد! - تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!
- تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!
- تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه!
- تركه با كايت ميكوبه به ساختمون بانك كشاورزي، 730 نفر كشته ميشن!... البته از خنده!
- تركه سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه!
- دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور انداخته! خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!
- تركه از طبقه صدم يه ساختمون ميپره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت! - زنِ تركه دو قلو ميزاد، تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه، به يارو ميگه: حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!
- تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد! - عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!
- باباي تركه ميميره، مجلس ختمش رفيقاي تركه همه ميان بهش تسليت ميگن. تركه خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران ميكنم!
- - زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون ميگفته: احمق...بيشعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!
- تركه خودشو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه!
- تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نميفهمم چرا موكتش كردن؟!
- از تركه ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي؟! آبيش!
- تركه ميفته تو جوب، سند ميگذاره مياد بيرون!
- تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره، كجش ميكنه!
- تركه داشته راديو پيام گوش ميداده، گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بستهاست، راه انقلاب هم به امام حسين بستهاست... تركه ميگه: باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!
- تركه يه تيكه يَخو گرفته بوده بالا، داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه ميكرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!
- تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك ميگفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه، تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده! - يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينهزني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده!
- به تركه ميگن چرا ترك شدي؟! ميگه: ايلده جوون بوديم، ايمكانات كم بود، پيش اومد ديگه! ميپرسن: پس چرا لر نشدي؟ ميگه: نه بابا، ديگه اونقدرها هم ايمكانات كم نبود!
- تركه ميره لباس فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:بعله. تركه ميگه: بيزحمت دونخ بدين!
- تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع ميكنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو ميدونيم فيلمه، گاوه كه نميدونه!
- تركه ميخواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش! - تركه ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده بوده سيدي ميفروخته، هي داد ميزده: سيدي ابي، سيدي ابي. تركه يك نگاهي به يارو ميكنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده، هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته! - تركه هر روز زنگ يك كليسا رو ميزده و در ميرفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه، يك روز پشت در كمين ميكنه، تا تركه زنگ ميزنه، خرشو ميگيره و ميپرسه چيكار داري؟ تركه حول ميشه، با تتپته ميگه: ببخشيد، عيسي هست؟!
- تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، بگذار يك حالي بكنيم!
- وسط اردبيل يه چاهي بوده، هي ملت ميافتادن توش،زخم و زيلي ميشدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار ميكنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن. يكي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس ميگذاريم بغل اين چاه، هركي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا ميكشن..آفرين! ايول! دمت گرم! يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد! آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال ميكنن، كف ميزنن سوت ميكشن، كه ايول بابا تو چه مخي داري! يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب ميكنن،ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر ميكنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه ميزنيم!
- تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!
- تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!
- عربه ميره داروخونه ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه: بگذار برم هزار تا ميخ بخرم، يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: آره، 3 تا كارتون ميخ ميگذاره جلو عربه... عربه يك نگاه ميكنه ميگه::اََاَ....ه! ولك توچقدر ميخ داري! - تركه ساندويچفروشي داشته، يك روز يك بابايي مياد ميگه: قربون يك ككتل بده، فقط بيزحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!
- به تركه ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . ميپرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!
- تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!
- تركه دوتا دزد ميگيره، زنگ ميزنه به 220!
- از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه: كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!
- اردبيل زلزله مياد، تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!
- تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده! - به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!
- تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه: بايد خيلي برم؟!- آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده، هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه: احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!
- تمساحه ميره گدايي، ميگه:به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!
- تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم! تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!
- تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!
- به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!
يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش ميپرسه: جريان اين ماهيه چيه؟ ميگه: دارم براي شام ميبرمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!
- به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه: والله من اولش كه ترك نبودم، تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!
- تركه تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه، پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!
- - تركه مياد تهران، يه دختر خوشگل ميبينه، بهش ميگه: خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!
- يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق ميكردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز ميكنند، ميبينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه ميترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو ميبندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز ميكنند، ميبينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نميكنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز ميكنند، ميبينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون ميگن: خوب ما اينو قطع ميكنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش ميكنيم! خلاصه سيمه رو قطع ميكنند، يهو گوشاي تركه ميافته!
- تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!
- تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه: تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه! - تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت ميكنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده ميكنند!
- تركه ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!
تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مردهها تقسيم ميكرد
- تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!
- از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!
- تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!
- تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن! - تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!
- ترياكيه پيغامگير ميخره، پيغامشو ميذاره: هَشتم... ولي خَشتَم!
- تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!
- يك گنجيشك آباداني داشته واسه خودش پرواز ميكرده، يهو از دور يك عقاب ميبينه. ميره جلو، بالهاشو باز ميكنه، ميگه: هو ولك! بالها رو حال ميكني؟! عقابه ميگه: برو عموجون، حال و حوصله ندارم. گنجيشكه ميگه: نه جون ولك، نيگاه كن هيبت بال رو، رنگ پر رو، حال ميكني؟! عقابه ميگه: برو بچه به بازيت برس... من بهت اشاره كنم همه پرهات ميريزه. گنجيشكه از رو نميره، ميگه: ههه! ولك پرهاي من بريزه؟! نظاره كن قطر بال رو... صفا كن! عقابه شاكي ميشه، يك تلنگر ميزنه به گنجيشكه، يارو همه پرهاش ميريزه، تعادلشو از دست ميده، سقوط ميكنه. همونجور كه داشته لخت مادرزاد ميافتاده پايين، داد ميزنه: هوو ولك!... حال ميكني هيكل رو؟!
تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر من دچار فراموشي شدم. دكتره ميپرسه: چند وقته؟ تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: چي چند وقته؟!
- يك بنده خدايي لكنت زبون داشته، يك بار ميره دكه روزنامه فروشي، ميگه: آ آ آقا... وي وي وينستون دارين؟ فروشنده ميگه: نه نه نداريم. همون موقع يك مشتري ديگه مياد، ميگه: ببخشيد وينستون داريد؟ فروشندهه ميگه: نه آقا نداريم. يارو اولي شاكي ميشه، يقه فروشنده رو ميگيره، ميگه: م م مرتيكه.. ا ا اداي ممنو در مياري؟! فرشونده ميگه: نه نه نـه به جون تو.. دا دا داشتم اَ اَ اداي اون ددر مياوردم!
- تركه ميخوره زمين،... هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!
- تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!
- - تركه ميزنه به جدول، ميشينه حلش ميكنه!
- زن تركه حامله بوده، ميبرنش سونوگرافي كه جنسيت بچه رو معلوم كنند. خلاصه زنه و يارو دكتره ميرن تو اتاق و بعد يك ربع دكتره مياد بيرون، به تركه ميگه: مژده بده، بچهت دختره. تركه خيلي حال ميكنه، ميگه: آخــــييـي.. آقاي دكتر بپرس اسمش چيه؟!
- سوسكه به خودش نارنجك ميبنده، ميره زير دمپايي!
- - از رشتيه ميپرسن: ممد آقا، بچه كجايي؟ ميگه: خودم بچه رشتم، ولي بابام بازار مشترك بوده!
- آبادانيه ميخواسته يك رفيق جديدشو به باقي رفقا معرفي كنه، رو به رفقاش ميكنه، ميگه: بچهها... قاسم. بعد رو به قاسم ميكنه، ميگه: قاسم جان... بچهها!
- يه روز تركه با برو بچهها ميرن کافي شاپ (امان از دوستاي ناباب) اولي محکم ميزنه رو ميز و ميگه يه کوکاکولا! دومي محکم ميزنه رو ميز و ميگه يه پارسيکولا! سومي محکم ميزنه رو ميز و ميگه يه پپسيکولا! تركه هم براي اينکه کم نياره محکم ميزنه رو ميز و ميگه يه دراکولا!
- به تركه ميگن: براي چی زدی زنتو با چاقو كشتی؟ تركه ميگه: آخه وضع ماليم اونقدر خوب نبود كه بتونم تفنگ بخرم!
يه يارو زنگ زد هواشناسی گفت: آقا دستتون درد نکنه... ديروز هوا خيلی خوب بود
- به يه تركه ميگن : راسته شما به خر ميگين داداش؟ ميگه آره داداش!
- - يه روز از يه شيرازي ميپرسن که راسته که شيرازيها حرف دومشون هميشه فحشه؟ شيرازيه ميگه: کدوم بيشرفي اين حرف رو زده!
- - سه نفررشتي و تهراني و ترك داشتن تو خليج فارس عليه آمريكا شعار ميدادن و ميگفتن: خليج فارس ايران محل دفن ريگان. يه ناو آمريكايي كه از اونجا رد ميشد اينا رو دستگير ميكنه. به تهرانيه ميگن خب تو چي ميگفتي؟ تهرانيه يهو جوش مياره ميگه: خليج فارس ايران محل دفن ريگان! ميگيرن ميكشنش. به رشتيه ميگن تو چي ميگي؟ ميترسه ميگه والا به خدا من فقط گفتم خليج فارس ايران محل ماهيگيران! آزادش ميكنن. به تركه ميگن تو چي ميگي؟ ميگه: من گفتم خليج فارس ايران آسفالت بايد گردد!
- - يارو آخر عمري بچه هاش رو جمع ميكنه به هر كدوم يه تيكه چوب ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هركي 5 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كي 10 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كي يه بسته دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! ميگه حيف كه همتون خرين وگرنه نصيحتتون ميكردم.
- يه تركه داشته آب جوش ميريخته توي باغچه! وقتي ميگن چرا اين كارو ميكني ميگه: آخه چاي كاشتم!
- به ترکه ميگن برو رو دايو استخر شيرجه بزن تو آب، بعدش بيا بالا شامپو گلرنگ رو تبليغ کن. خلاصه ميره بالا و شيرجه ميزنه، منتها از بخت بد کلش ميخوره به کف استخر... بعد يك مدت بالاخره مياد بالا، رو ميكنه به دوربين، ميگه: ميخوام سالاد درست کنم!
- تركه عاشق ميشه، نوار خالي گوش ميكنه!
- عربه داشته زن ميگرفته، ازش ميپرسن: جشن عروسيت رو كجا ميگيري؟ ميگه: تو يك مدرسه! ميگن: آخه چرا مدرسه؟! عربه ميگه: ولك آخه خـَيـلي كلاس داره!
- از ترکه ميپرسن: پيغمبر کي به رسالت رسيد؟ ميگه: ايلده بيلميرم، من سيد خندان پياده شدم!
- تركه به رحمت خدا يك دونه مو هم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!
- يارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصيحت ميكرده، ميگه: پسرم خواستي زن بگيري، برو از فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت رفته زن داييت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتي خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!
- تركه داشته تو بينهايت راه ميرفته، يهو از پشت يك صداي خفن بلند ميشنوه... برميگرده، ميبينه دو تا خط موازي خوردن بهم!
- ترك ميشينه تو تاكسي، راننده بهش ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه. تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لاي در گير نكنه!
- لره دوزاري سياه پيادا ميكنه، ميره تلفن عمومي گوشي رو برميداره، ميگه: الو آفريقا؟!
- - تركه ميرسه به يه هيئت، از يكي جلو در ميپرسه: آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه: اي بابا، ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!
- يه روز يه تركه خبر داغ ميشنوه، گوشش تاول ميزنه.
- تركه خورد به جدول، حلش كرد.
- لطيفه موزون: يه روز يه مرده، ميخوره به نرده!
- يه روز يه تركه داشته رد ميشده، يه نمره بهش ميدن قبول بشه!
- يك روز عروس رفت گل بچينه، شهرداري گرفتش!
- - يك روز يه تركه از حال رفت، از آشپزخانه اومد تو!
- تركه عينك آفتابي ميزنه. بچهاش مياد توي اتاق. به بچهاش ميگه: كجا بودي تا اين وقت شب...؟!
- به تركه ميگن با غضنفر جمله بساز، يارو رو دنبال مي كنه. ميگن: حالا چرا دنبالش ميكني؟ ميگه: آخه آدم با باباش هم جمله ميسازه؟!
- يه روز يه تركه راديو پيام رو روشن ميكنه. راديو ميگه: مسير آزادي به امام حسين بسته است. تركه ميگه: بابا چرا قسم ميخوري، نميخواد، همه باور ميكنن!
تركه خيلي بدشانس بوده. وقتي ميميره روحش ميره لاي پنكه!
- يه تركه زنگ ميزنه 118 ميگه: آقا ببخشيد 110 چنده؟!
- يه بار دو تا سوسك به هم ميرسند. يكي از اون يكي ميپرسه: ببينم تو اتاق شما هم دانشجو پيدا ميشه؟!
- از يه زن ميپرسن: فرق تو با حوا چيه؟ ميگه هيچي... فقط شوهر اون آدم بود، شوهر من آدم نيست!؟
دختره به پسره پي ام ميده ميگه وب بدم پسره كلاس ميزاره ميگه مرسي خودم دارم
پسره خواب ميبينه تو روم دختري بهش شماره داده صبح هر چي فكر ميكنه يادش نمياد شماره دختره چند بود با خودش ميگه اي كاش حداقل اي ديش رو ادد كرده بودم
يارو شب خواب ميبينه آدم كشته روز خودش ميره كلانتري برا اعتراف جرمش كمتر بشه
طرف كه خواب ديده بود پياز گران شده فردا صبح ميره يك گوني ميخوره مياره خونه
يارو ميره قصابي ميگه گوشت كيلو چند قصاب ميگه 4500 مشتري ميگه الان راديو گفت 4000 قصابه ميگه خوب برو از راديو بخر
پرستار رو به قصاب بچتون و مادرش حالشون خوبه بچه هم 3 كيلو وزنشه قصاب : با استخون يا بي استخون !!!!!
يارو فراموش كار بوده بچه را كه ميندازه بالا يادش ميره بگيره
يك بار يارو بچش را مينداخته بالا ميفته خونه همسايه ميره برداره هسايه بهش ميگه يك بار ديگه بندازي سوراخ ميكنم
يارو از خارج برگشته بود ميرن پيشش ازش ميپرسن عجيب ترين چيزي كه اونجا تو خارج ديدي چي بود ميگه باورتون نمیشه اونجا بچه هاشون هم خارجي حرف ميزنند
يارو تو اتوبوس دست به كمر ايستاده بود يكي بهش ميگه آقا مگه اتو بوس محل اينكاراست صاف وايستا نگاهي ميكنه ميگه واي هندونه هام !!!!!!!!
دختره مسيحي ميره پيش كشيش ميگه من صبح ها از خواب كه بلد ميشم ميرم جلو اينه ميگم عجب تيپي چقدر زيبام جناب كشيش من گناه مرتك ميشم كشيش ميگه نه جانم شما گناه نمي كنيد اشتباه ميكنيد
دختره به كشيش ميگه اگه من با دوست پسرم صحبت كنم چي ميشه بهش ميگه گناه است و ميري جهنم ميگه خوب اگه با شما صحبت كنم چي ؟ ميگه اي شيطون ميخواهي بري بهشت
يارو را داشتن اعدام ميكردن بهش ميگن اخرين وصيتت؟؟ ميگه يه ادامس خروس نشان بديد هر موفع تمام شد منو اعدام كنيد
جوجه اي ميره مغازه ميگه ادامس بده كه عكس بابام روشه ميخوام روز مادر بدم مامانم
ماماني براي بچش لالايي ميخوند بعد 15 دقيقه بچه به مامانش ميگه بسه ديگه ميخوام بخوابم
تركه تو كنكور زبان خارجي اش را فارسي انتخاب ميكنه
يارو دنبال دزد ميكنه جو ميگيردش از دزده جلو ميزنه
يار و ميره راهپيمايي ميبينه شلوغه بر ميگرده خونش
دوتا دزد بعد از دزدي -- دزد اول به اون يكي بيا پولا را بشماريم بدونيم چفدر دزديديم دزد دوم : ول كن بيا فردا راديو تلوزيون اعلام ميكنه ......
ناتاشا پلیسی را میکشه زنگ میزنه 110 میگه یکیتون کشته شد شدید 109 تا
به یارو گفتن سه تا فوتبالیست نام ببر میگه علی دایی علی کریمی فرار مهدوی کیا
به یارو گفتن اسم کوچیک فردوسی چیه میگه میدان
به یارو گفتن اگه دنیا را بهت بدن چکار میکنی میگه من الان میخوام درس مو ادامه بدم
یه نفر میخوره به شیشه میگه چه هوای سفتی
بابایی به بچش اسکناسی میده که وسطش سوراخ بوده بچه به باباهه میگه بابا این چه پولیه وسطش گوشه نداره
طرف خیلی دلش هوا کرده بود سوار اتوبوس ولوو بشه میره پیش راننده میگه چنده بلیطش میگه تا قزوین 4000 میگه خیلیه راننده میگه خوب بر رو بوفه 3000 میگه نه زیاده باز راننده میگه وایستا وسط اتوبوس 1000 میگه نه خیلیه میگه پس 500 بده دنبال اتوبوس بدو !!! طرف میگه باشه ولی یادت بمونه رسیدیم کرج منو پیاده کنی اتوبوس حرکت میکنه نزدیکیهای قزوین راننده تو اینه میبینه یکی داره با داد و فریاد دنبال اتوبوس میدوه میزنه کنار طرف شاکی میاد میگه مگه من نگفتم منو کرج پیاده کن !!!!
یارو تو روم پی ام میده از اصفهان اگه هست پی ام ؟؟ بعد چند لحظه دختر خانمی پی ام میده میگه سلام عزیزم خوبید بفرمایید یارو هم میگه ببخشید قراره ماه عسل بیاییم اصفهان الان هوای اونجا چطوره ؟؟؟؟!!!!!!!